نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۰۸۶ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

مردم بیدرد را دل از شکستن ایمن است

گوشه این فرد باطل از شکستن ایمن است

با دل آگاه دارد کار عشق سنگدل

بیشتر دلهای غافل از شکستن ایمن است

دانه نشکسته می دارد خطر از آسیا

تا درستی نیست با دل از شکستن ایمن است

در گذر از پیکر خاکی که کشتی در محیط

تا نیارد رو به ساحل از شکستن ایمن است

چون به هم پیوست دلها سد آهن می شود

توبه یاران یکدل از شکستن ایمن است

عشق کار مومیایی می کند با رهروان

پای هر کس شد درین گل از شکستن ایمن است

پرده شرمی اگر با آفتاب جود هست

رنگ بر رخسار سایل از شکستن ایمن است

محو نتوان کرد از دل پیچ و تاب عشق را

تا قیامت این سلاسل از شکستن ایمن است

هر کجا صائب شود ستاری حق پرده پوش

رنگ دعویهای باطل از شکستن ایمن است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی موضوع عشق و دل‌سوزی می‌پردازد و بیان می‌کند که کسانی که به عشق و احساسات عمیق توجه ندارند، در معرض شکست عاطفی قرار دارند. شاعر به آسیب‌پذیری دل‌ها و خطرات ناشی از بی‌توجهی به عشق اشاره می‌کند و به این نتیجه می‌رسد که تنها در پیوند و اتحاد دل‌ها، می‌توانند از شکست در امان باشند. به عبارتی دیگر، عشق و ارتباطات عاطفی انسان‌ها، اگر درست و با آگاهی انجام شود، می‌تواند از آسیب‌ها و شکست‌ها محافظت کند. شاعر همچنین به تأثیراتی که عشق بر زندگی و شخصیت افراد می‌گذارد اشاره می‌کند و بر این باور است که درست بودن نیت و احساس در عشق، می‌تواند موجب ایمنی از دل‌شکستگی شود.