نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۰۹۱ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

دیده هر کس که حیران است در دنبال اوست

هر که از خود می دود بیرون به استقبال اوست

سرو سیمینی کز او مجنون بیابانی شده است

حلقه چشم غزالان حلقه خلخال اوست

از کمند عشق برق و باد نتوانست جست

وای بر صیدی که این صیاد در دنبال اوست

قهرمان عشق دلها را مسخر کرده است

هر کجا آهی که بینی رایت اقبال اوست

نیست ممکن دل به جا ماندن درین وحشت سرا

بیخودی تمهید پرواز و تپیدن بال اوست

تشنه تیغ شهادت را مذاق دیگرست

ورنه آب زندگی در پرده تبخال اوست

باشد از سرگشتگی دور نشاطش برقرار

چون فلک ها مرکز پرگار هر کس خال اوست

سرنمی آید به سامان تا ز سامان نگذرد

دل نمی گردد پریشان تا پریشان حال اوست

نیست صائب غیر شهباز سبک پرواز دل

لامکان سیری که این نه بیضه زیر بال اوست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف عشق و اثرات آن بر دل و روح انسان می‌پردازد. هر کسی که در جست‌وجوی عشق است، در واقع به دنبال محبوب خود می‌گردد. عشق به‌قدری قوی و مسلط است که انسان‌ها را از خود بیرون می‌آورد و حتی در برابر زیبایی‌ها و لطافت‌هایی مانند چشم غزالان و سروهای زیبا، مجنون می‌کند. شاعر به تصویر کشیدن غم و شوق در دل‌های عاشق نیز اشاره کرده و بیان می‌کند که هر دل‌تنگی و آه، نشانه‌ای از حضور عشق است. همچنین، از شدت عشق و شور آن می‌گوید که دل‌ها را به پرواز وادار می‌کند و زندگی را به طعم خاصی می‌بخشد. به‌طور کلی، این شعر تمجید از قدرت عشق و تأثیر آن بر وجود انسان است.