نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۱۰۶ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

تاک بالا دست من بیعت به طوبی بسته است

خوشه ام عقد اخوت با ثریا بسته است

در تجرد، رشته واری از تعلق سهل نیست

سد آهن سوزنی در راه عیسی بسته است

جنگ دارد گوشه گیری و بلند آوازگی

تهمت عزلت به خود بیهوده عنقا بسته است

شور محشر صحبت ما را نمی پاشد ز هم

موج می شیرازه جمعیت ما بسته است

نعل حرصش از تردد روز و شب در آتش است

هر که چون خورشید صائب دل به دنیا بسته است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از پیوندهای عمیق خود با دیگران و ارتباطات معنوی صحبت می‌کند. او به بیعت با طوبی و دوستی با ثریا اشاره می‌کند و بیان می‌کند که در حالت تجرد و دوری از تعلقات، مسائلی وجود دارد که باید بر آن‌ها غلبه کند. همچنین، به جنگ بین گوشه‌گیری و صدای بلند اشاره می‌کند و می‌گوید که این تهمت عزلت بی‌منطق است. شاعر تأکید می‌کند که پیوندهای صحبت و ارتباطاتشان نافذ و مستحکم است و نگران تفرقه نیست. در انتها به حرص و دنیاخواهی اشاره می‌کند و این را مشابه آتش سوزان می‌داند؛ به این معنا که هر کسی که مانند خورشید دل به دنیا ببندد، دچار زحمت و تلاطم خواهد شد.