نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۱۱۲ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

دور باش از خط رخ دلدار هم می داشته است؟

باغ جنت گرد خود دیوار هم می داشته است؟

از هجوم شرم نتوان دید در رخسار یار

چوب منع از جوش گل گلزار هم می داشته است؟

از خط پشت لبش شد تازه جان عالمی

آب حیوان ابر گوهر بار هم می داشته است؟

یافتم از بیخودی ره در حریم وصل یار

خواب سنگین دولت بیدار هم می داشته است؟

بیستون بتخانه چین شد ز سعی کوهکن

اینقدر عاشق دماغ کار هم می داشته است؟

ناله از جا در نیارد کوه تمکین ترا

در جواب، استادگی کهسار هم می داشته است؟

تا دلم سرد از جهان شد، از ثمر شد کامیاب

نخل سرما برده برگ و بار هم می داشته است؟

خامشان هم نیستند آسوده از زخم زبان

خار بی گل این گل بی خار هم می داشته است؟

دل دو نیم است از خموشیهای من غماز را

بی زبانی تیغ لنگردار هم می داشته است؟

بر سویدای دل ما می کند افلاک سیر

نقطه ای در دور نه پرگار هم می داشته است؟

سنبلستان شد زمین از نقش پای کلک من

پای چوبین اینقدر رفتار هم می داشته است؟

برده صائب سبزه خط زنگ غم از دل مرا

دست در پرداز دل زنگار هم می داشته است؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر توصیف احساسات عمیق و پیچیده عاشقانه است. شاعر از فاصله‌اش با محبوب صحبت می‌کند و به زیبایی‌های دوستی و عشق اشاره می‌کند. او به این نکته می‌پردازد که حتی اگر میان عاشق و معشوق فاصله باشد، عشق و خاطرات آن‌جا هستند. همچنین نشان می‌دهد که در زندگی عشق، موانع و دردهایی وجود دارد، اما در عین حال زیبایی‌ها و لحظات شگفت‌انگیزی نیز به چشم می‌خورد. شاعر اشاره می‌کند که عشق می‌تواند باعث تغییر و تحول در درون انسان شود و رغم زخم‌ها و رنج‌ها، همچنان زندگی ادامه دارد و امید در دل باقی می‌ماند. در نهایت، او با استفاده از استعاره‌ها و تصاویر طبیعی، احساسات خود را به تصویر می‌کشد و نشان می‌دهد که عشق حتی در سخت‌ترین زمان‌ها می‌تواند وجود داشته باشد.