غزل شمارهٔ ۱۱۸۰ صائب
صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
گردش گردون به چشمم گردش پیمانه است
عالم از کیفیت حسن تو یک میخانه است
گرد سرگشتن به یاد می پرستان می دهد
خط مشکینی که بر دور لب پیمانه است
گریه کردن را دلی می باید از گل شادتر
شاهد این حرف رنگین، گریه مستانه است
ذوق رسوایی مرا از خانه بیرون می کشد
سنگ طفلان کهربای مردم دیوانه است
عالمی را نقطه خال لبش بیهوش کرد
نقل این مجلس به صد کیفیت پیمانه است
بالش بخت مرا ریحان تر در کار نست
خواب مخمل بی نیاز از منت افسانه است
صائب از من چند پرسی آشنای کیستی؟
آشنارویی که دارم معنی بیگانه است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به وصف عشق و زیبایی میپردازد و رابطه میان عشق و مینوشی را توصیف میکند. شاعر با استفاده از تصاویری از میخانه و شراب، احساسات عمیق و حالتهای مرتبط با عشق را بیان میکند. توصیف لبهای معشوق به عنوان "پیمانه" و کنایه به گریه و شادمانی نشاندهنده تأثیر عشق بر زندگی است. در نهایت، شاعر به هویت خود اشاره میکند و احساس تنهایی و بیگانگی را در درون خود بازتاب میدهد.