غزل شمارهٔ ۱۲۴۵ صائب
صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
عارض او در نقاب از دیده گستاخ کیست؟
زیر ابر این آفتاب از دیده گستاخ کیست؟
شهسوار من ز شوخی چون نمی آید به چشم
آب در چشم رکاب از دیده گستاخ کیست؟
چون نظرها آب شد از روی آتشناک او
یارب آن رو در حجاب از دیده گستاخ کیست؟
شرم بلبل خار در چشم هوسناکان زده است
تلخی اشک گلاب از دیده گستاخ کیست؟
بر بیاض گردن او خال دیدم، سوختم
کاین نشان انتخاب از دیده گستاخ کیست؟
چشم شبنم حلقه بیرون در گردیده است
نرگس او نیمخواب از دیده گستاخ کیست؟
نیست صائب شکوه از آتش دل خرسند را
دود تلخ این کباب از دیده گستاخ کیست؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت یک معشوق پرداخته است. شاعر با استفاده از تصاویر و نمادها، به احساسات شگفتانگیز و عواطف پیچیده خود اشاره میکند. او در جستجوی شناخت و درک عواطف خود نسبت به معشوق است و سوالاتی مطرح میکند که نشاندهنده کنجکاوی و شگفتی او در برابر زیبایی و رمز و راز این فرد است. شاعر از نشانهها و ویژگیهای ظاهری معشوق بهره میبرد تا به عمق احساسات خود برسد و همچنین از تلخی جدایی و دردهای عشق نیز سخن میگوید. به طور کلی، شعر به بررسی احساسات عاشقانه و جذابیت معشوق میپردازد.