نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۲۵۸ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

(عشق عالمسوز را با حسن و ایمان کار نیست

گردن ما در کمند سبحه و زنار نیست)

سهل مشمر هیچ کاری را که در ملک وجود

هر چه آسان بشمری بر خویشتن دشوار نیست

گردن نظاره کوه طور بیجا می کشد

هر سبک سنگی حریف شعله دیدار نیست

پا به دامن کش که در میزان لطف عام او

پای خواب آلود کمتر از دل بیدار نیست

حسن معنی هر که دارد مردم چشم من است

چشم من چون خانه آیینه صورتکار نیست

ما قماش پاکی طینت تماشا می کنیم

با قبای اطلس و زربفت ما را کار نیست

با درشتان تندخویی کن که ناهموار را

همزبانی بهتر از سوهان ناهموار نیست

با خیال روی او در پرده شرم و حیا

خلوتی دارم که بوی پیرهن را بار نیست

بر سر گفتار صائب خواهد آمد زین غزل

هر که را از نغمه پردازان سر گفتار نیست

در حریم پاکبازان بوریا را بار نیست

فقر را با نقشبندان تعلق کار نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی پیچیدگی‌های عشق و ارتباط آن با حسن و ایمان می‌پردازد. شاعر می‌گوید که عشق واقعی به سادگی نمی‌تواند به دست آید و در دنیای وجود، هر چه ساده‌تر به نظر بیاید، در حقیقت دشوار است. او بر این نکته تأکید می‌کند که در دیدار زیبایی‌های معنوی، تنها کسانی می‌توانند موفق باشند که دل بیدار و آگاه دارند. همچنین، او به این نکته اشاره دارد که هرکس زیبایی باطنی دارد، برای او ارزشمند است و ظواهر و رفتار هم سطحی و ظاهری او را نمی‌توانند به درک عمیق‌تری از عشق و حقیقت برسانند. در نهایت، او به فقر و بی‌پولی نیز اشاره می‌کند و آن را به عنوان مانعی برای رسیدن به عشق و زیبایی معنوی نمی‌داند.