نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۲۶۴ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

رحمت ایزد نصیب مردم هشیار نیست

پیش ارباب کرم جرمی چو استغفار نیست

ریشه کرده است آشیان ما چو سنبل در چمن

بلبل ما را هوای رفتن از گلزار نیست

بوته خاری چو مجنون افسر خود می کنند

شعله مغزان را سری با پیچش دستار نیست

زلف از بی رویی خط دست ازان رخسار داشت

هیچ شمشیری بتر از حرف پهلودار نیست

غیر صائب کز نوا در پیش دارد چرخ را (کذا)

بلبل خوش نغمه ای امروز در گلزار نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این اشعار، شاعر به موضوعاتی چون اهمیت هشیاری و آگاهی اشاره می‌کند و بیان می‌کند که رحمت خداوند به افرادی می‌رسد که ابزار آگاهی و استغفار را به کار می‌برند. او به زیبایی‌های طبیعت اشاره کرده و می‌گوید که وجود مشکلات و موانع، مانند خاری در دل، مانع از لذت بردن از زیبایی‌ها می‌شود. شاعر همچنین به دشواری‌های ارتباط انسانی، به ویژه در مواجهه با حرف‌های زشت و سوءتفاهم‌ها، اشاره می‌کند و در نهایت ابراز ناامیدی از فقدان زیبایی و شادی در محیط اطراف خود می‌کند.