نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۲۸۵ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

روزگار زندگی نقش بر آبی بیش نیست

موج را قسمت ز دریا پیچ و تابی بیش نیست

گرچه شد تنگ شکر ز احسان او هر چشم مور

روزی ما زان لب شیرین جوابی بیش نیست

آنچه از خون جگر در شیشه دارد آسمان

پیش ما دریاکشان جام شرابی بیش نیست

شادی عالم، نظر با محنت بسیار او

خنده برقی نمایان از سحابی بیش نیست

گرچه تنگی می کند بر دستگاه بحر، خاک

چشم خواب آلود ما را مشت آبی بیش نیست

همت ما دست اگر از آستین بیرون کند

پرده ها آسمان طرف نقابی بیش نیست

پیش چشم هر که از غفلت نیاورده است آب

جلوه خشک جهان موج سرابی بیش نیست

باد نخوت در کلاه سرفرازان جهان

چون هوا یک لحظه افزون در حبابی بیش نیست

نیست از طوفان خطر کشتی به ساحل برده را

از جهان ما را توقع انقلابی بیش نیست

جلوه برقی است صائب روزگار خوشدلی

امتداد زندگی مد شهابی بیش نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به ناپایداری و بی‌ثباتی زندگی اشاره می‌کند. او با استفاده از تصاویر طبیعی مانند دریا، لب شیرین و خواب، به این نکته می‌پردازد که زندگی فقط یک نقش بر آب است و آنچه ما می‌بینیم و تجربه می‌کنیم، گذرا و زودگذر است. شادی و غم در زندگی همچنین دائم در حال تغییر هستند و هیچ چیز در این دنیا پایدار نیست. او بیان می‌کند که آرزوها و امیدها نیز در این روزگار، تنها سراب‌هایی بیش نیستند. در یک جمع‌بندی، این شعر تذکری است برای ما که دنیا و زندگی ما، به خودی خود، بی‌ارزش و ناپایدارند و باید به حقیقت آن پی ببریم.