نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۲۹۴ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

هیچ نخلی همچو رز در بوستان چالاک نیست

هیچ دستی در جهان بالای دست تاک نیست

همچو قمری گردن ما در خم طوق وفاست

صید ما را سرکشی از حلقه فتراک نیست

سبحه چون مار سیه بر دست ما پیچیده است

ورنه چین نارسایی در کمند تاک نیست

حسن او بی صنعت مشاطه عالمسوز شد

آتش گل زیر بار منت خاشاک نیست

همچو صائب با مفرح سر کن و سرسبز باش

هیچ زهری بهر اهل فکر چون تریاک نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و متمایز بودن صفات و ویژگی‌های خاص چیزها اشاره می‌کند. شاعر می‌گوید هیچ چیزی به اندازه گل رز در باغ زیبا و شگفت‌انگیز نیست، و هیچ دستی در جهان به پای دستی که انگور را برداشت می‌کند نمی‌رسد. همچنین، تشبیه می‌شود که گردن ما همچون قمری در طوق وفا است و ما درگیر سرکشی نیستیم. در ادامه، به زیبایی جوهره و حسن بدون زحمت اشاره می‌شود و بیان می‌شود که آتش عشق گل زیر بار سنگین خاشاک قرار ندارد. در نهایت، شاعر با تاکید بر لذت و سرزندگی، پیشنهاد می‌دهد که همچون صایب زندگی کنیم و هیچ زهر ناگواری برای اهل تفکر به اندازه تریاک وجود ندارد.