نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۳۰۶ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

یک سر مو راستی در طاق ابروی تو نیست

رحم در سر کار مژگان بلاجوی تو نیست

می دهی صد وعده و فی الحال بر هم می زنی

این اداها لایق چشم سخنگوی تو نیست

بی سبب از شاهراه وعده بیرون می روی

این روش زیبنده بالای دلجوی تو نیست

از کنار شمع می آری برون پروانه را

شعله آتش حریف تندی خوی تو نیست

پر مرنجانم که رو در کافرستان می نهم

حلقه زنار کم از حلقه موی تو نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به طور کلی درباره زیبایی و دلربایی معشوق و رفتارهای دوگانه اوست. شاعر می‌گوید که حتی یک تار موی او نیز بر زیبایی ابروهایش نمی‌افزاید و ملاحت او را نمی‌توان انکار کرد. او به وعده‌های معشوق اشاره می‌کند که به راحتی بر هم می‌زنند و این بی‌وفایی‌ها را شایسته چشم‌های گفتگوی او نمی‌داند. شاعر همچنین از این می‌گوید که او به وعده‌هایش پایبند نیست و این رفتار با شخصیت او سازگار نیست. در نهایت، شاعر بیان می‌کند که به رغم این مشکلات و رفتارها، عشق او به معشوق فراتر از همه چیز است و هیچ چیز نمی‌تواند آن را کم‌رنگ کند.