نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۴۱۳ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

تلخ شد عشرتم آن لعل شکربار کجاست؟

دلم از کار شد آن غمزه پر کار کجاست؟

خنده از تنگی جا در دهنش غنچه شده است

بوسه را راه سخن پیش لب یار کجاست؟

سفر اول پرواز به دام افتاده است

بلبل ما نشنیده است که گلزار کجاست

مزرع خانه تسبیح بود یک کف دست

زهد را دستگه رشته زنار کجاست؟

ذوق نظاره گل در نگه پنهان است

ای مقیمان چمن، رخنه دیوار کجاست؟

تا به کی در ته دیوار تعلق باشم؟

کوچه خانه بدوشان سبکبار کجاست؟

چشم تا کار کند گرد کسادی فرش است

در بساط سخن امروز خریدار کجاست؟

بر سر موی شکافی است نگاهم صائب

چین زلفی که دهد نافه به تاتار کجاست؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر با احساس ناامیدی و اضطراب از فقدان عشق و زیبایی صحبت می‌کند. او به دنبال یار و معشوق خود است و از غم و درد ناشی از جدایی سخن می‌گوید. گل و بلبل به نمادی از عشق و زیبایی تبدیل شده‌اند، اما شاعر در جستجوی آن‌ها و لحظات شادی، از کمبود آن‌ها رنج می‌برد. او به وضعیت نابسامانی که در آن قرار دارد اشاره می‌کند و انتظاری طولانی از بازگشت عشق و زیبایی دارد. شاعر به تصویر کشیدن فضایی از غم و حسرت می‌پردازد و پرسش‌های متوالی او نشان‌دهنده‌ی گمگشتگی و دل‌تنگی‌اش است.