نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۴۵۰ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ترک عادت همه گر زهر بود دشوارست

روز آزادی طفلان به معلم بارست

جذبه کاهربا گرچه بلند افتاده است

چه کند با پر کاهی که ته دیوارست

غم روزی و توکل نشود با هم جمع

بستن توشه درین ره به کمر زنارست

اثر از سبزه بیگانه درین گلشن نیست

چشم گستاخ ترا آینه در زنگارست

خط بی خال بود دایره بی پرگار

خال بی حلقه خط نقطه بی پرگارست

می توان کرد به آهسته رویها هموار

گرچه از سنگدلان روی زمین کهسارست

تا سخن را نکنی راست، میاور به زبان

که بود تیغ کج آن حرف که پهلودارست

گشت خونریزتر از خواب گران مژگانش

بیشتر کار کند تیغ چو لنگردارست

می رسد صبح به خورشید درخشان صائب

دیده هر که چو شبنم همه شب بیدارست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به خودآگاهی و تلاش برای ترک عادات ناپسند اشاره دارد. شاعر می‌گوید ترک عادت، حتی اگر مضر باشد، سخت است. او به اهمیت آموزش و تربیت کودکان و نقشی که معلم در این فرآیند دارد اشاره می‌کند. همچنین، به تضادهای زندگی و دشواری‌های آن اشاره می‌کند و می‌گوید که اگر سخن نیکو نزنیم، ممکن است به نتیجه نرسیم. شاعر با استفاده از تصاویری مانند شبنم و خورشید، به امید و بیداری اشاره می‌کند و می‌گوید که اگر در تلاش باشیم، می‌توانیم مشکلات را پشت سر بگذاریم.