نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۴۹۹ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

گریه ابر بهار از دل پر درد من است

چهره زرد خزان از نفس سرد من است

به چه تقریب مه از هاله حصاری شده است؟

گر نه شرمنده ز حسن مه شبگرد من است

غوطه در چشمه شمشیر زدن آسان نیست

جای رحم است بر آن کس که هماورد من است

پسته پوچ محال است که خندان گردد

سینه چاک گواه دل پر درد من است

سالها شد که برون رفته ام از خود صائب

آنچه مانده است درین عرصه به جا، گرد من است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر احساسات عمیق و دردهای درونی شاعر را به تصویر می‌کشد. شاعر با استفاده از تصاویر طبیعت، از ناراحتی و اندوه خود سخن می‌گوید. گریه ابر بهار نماد غم اوست و چهره زرد خزان نشان‌دهنده‌ی سردی و سختی زندگی است. او به زیبایی و جذابیت مه اشاره کرده و به نوعی از آن شرمنده است. همچنین، در برابر مشکلات و چالش‌ها، از سختی‌هایی که بر او گذشته، صحبت می‌کند و بیان می‌کند که هیچ چیز نمی‌تواند او را خوشحال کند. در پایان، او به احساس دوری از خود و فقدان هویت اشاره دارد. به‌طور کلی، شعر آه و ناله‌ای از غم و افسردگی است که در آن، احساسات عمیق انسانی به زیبایی منتقل شده است.