نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۵۴۳ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

از رگ ابر، هوا سینه شهباز شده است

باده پیش آر که قانون طرب ساز شده است

نیست خاری کهن باشد مژه گلگونش

مگر از جوش بهاران رگ گل باز شده است!

من چه مرغم، که تذروان بهشتی رو را

خال آن لب، گره رشته پرواز شده است

بهله تا دست به آن موی میان افکنده است

مژه بر دیده من چنگل شهباز شده است

دل چرا از خط مشکین تو در هم باشد؟

که ز هر حلقه، در باغ نوی باز شده است

روی گرم تو مرا بر سر حرف آورده است

طوطی از پرتو آیینه سخنساز شده است

صائب از فیض دعای شب و اوراد سحر

در توفیق به روی دل من باز شده است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از شاعر به زیبایی و عشق به طبیعت و وجود معشوق سخن می‌گوید. شاعر با استفاده از تصاویری همچون "هوا سینه شهباز" و "باده پیش آر" حالتی از سرخوشی و جشن را به تصویر می‌کشد که با آمدن بهار همراه است. اشاره به مژه گلگون و جوش بهار نشان‌دهنده زیبایی و طراوت زندگی است. شاعر همچنین از عشق و دلبستگی‌اش به معشوق سخن می‌گوید و به زیبایی چهره او و تأثیرش بر دل خود اشاره می‌کند. در نهایت، شعر به نیایش و دعا در سحرگاهی اشاره می‌کند که انگیزه‌ای برای دلشاد شدن شاعر است. در کل، شعر ترکیبی از زیبایی‌های طبیعت، عشق و الوهیت است.