نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۵۵۷ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

گل اگر پرده نشین است چه جای گله است؟

خار این بادیه در پرده صد آبله است

هر که گردید سبکروح، نماند به زمین

بوی گل را نفس باد صبا راحله است

رشته جان سراسیمه مشتاقان است

هر طرف موج سرایی که درین مرحله است

نیست در باده کمی میکده عرفان را

این قدر هست که منصور تنک حوصله است

می دهد هر جرس از آبله پر خون یاد

چشم خونبار که یارب پی این قافله است؟

محنت روی زمین با دل من دارد کار

خار صد بادیه را چشم بر این آبله است

نفس آگاه دلان عاجز شیطان نشود

سگ کم از شیر نباشد چو شبان با گله است

چون نباشد به سر زلف سخن سوگندش؟

صائب از حلقه به گوشان همین سلسله است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به موضوعات عاشقانه و عرفانی پرداخته و به زیبایی و دردهای عشق اشاره می‌کند. او می‌گوید که گل اگرچه زیبایی می‌آورد، اما خارها و دردهای زیادی نیز در زندگی وجود دارد. عشق و محبت باعث می‌شود انسان از زمین و مادیات جدا شود و به عوالم بالاتر برسد. شاعر به جستجوی معانی عمیق‌تر و احوال دل عاشقان اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که در مسیر عرفان و عشق، دشواری‌ها و رنج‌ها وجود دارد. همچنین، تضاد بین زیبایی (گل) و زشتی (خار) برای بیان تناقضات زندگی و عشق‌های انسانی مورد استفاده قرار گرفته است.