نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۶۳۳ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

چشم ازان حسن به سامان چه تواند دریافت؟

مور از ملک سلیمان چه تواند دریافت؟

باده خوب است به اندازه ساغر باشد

ذره از مهر درخشان چه تواند دریافت؟

به دو صد چشم نشد زلف ازو کامروا

از رخش دیده حیران چه تواند دریافت؟

از لطافت نتوان رفتن جان را دیدن

دیده زان سرو خرامان چه تواند دریافت؟

قسمت زخم ازان کان ملاحت چه بود؟

از نمکزار، نمکدان چه تواند دریافت؟

چه قدر زخم ازان تیغ، نظر آب دهد؟

این رگ ابر ز عمان چه تواند دریافت؟

کف سطحی چه قدر غور کند در دل بحر؟

زاهد خشک ز عرفان چه تواند دریافت؟

نشود تا قدمش ز آبله سر تا پا چشم

حاجی از خار مغیلان چه تواند دریافت؟

جز دمی آب که صد چشم بود در پی آن

خضر از چشمه حیوان چه تواند دریافت؟

با حیا گل نتوان چید ز خوبان صائب

چشم پوشیده ز بستان چه تواند دریافت؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این غزل به وصف زیبایی و جذابیت می‌پردازد و بیان می‌کند که انسان‌ها در درک و دریافت زیبایی‌های عمیق و لطیف ناتوان‌اند. او به تمثیل‌های مختلف اشاره می‌کند، مانند مورچه‌ای که نمی‌تواند عظمت ملک سلیمان را درک کند یا ناتوانی در فهم عمق عشق و زیبایی. او همچنین به محدودیت‌های انسانی در درک عشق و زیبایی اشاره می‌کند و می‌گوید که گاهی فقط لطفی مختصر می‌تواند درک شود. شعر بر عدم توانایی انسان در شناخت و درک زیبایی‌های عمیق و لطیف تأکید دارد و به این نتیجه می‌رسد که بسیاری از ارزش‌ها و زیبایی‌ها فراتر از آن‌اند که با چشم یا عقل قابل فهم باشند.