نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۸۸۰ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دستی که ریزشی نکند شاخ بی برست

نخلی که میوه ای ندهد خشک بهترست

زنهار تن به سایه بال هما مده

تا آفتابروی قناعت میسرست

از ناله مس مکن، نکند گوش اگر فلک

گل گوش هوش دارد اگر باغبان کرست

گر پاکشی به دامن خود، به ز جنت است

ور حفظ آبروی کنی، به ز کوثرست

دنیا پرست روی به عقبی نمی کند

هر هفت، پیش زشت به از هفت کشورست

در زیر پای عشق فتاده است آسمان

عشق این سواد را، تل الله اکبرست

از نعل واژگون مرو از راه زینهار

در زیر موج ریگ روان آب کوثرست

صائب کسی که گوشه عزلت گزیده است

در چشمها عزیز چو گوگرد احمرست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به اهمیت ارزش‌ها و حقیقت‌ها در زندگی اشاره دارد. شاعر بیان می‌کند که افرادی که نفعی ندارند و قدرت یا ثمره‌ای تولید نمی‌کنند، بهتر است از زندگی کناره‌گیری کنند. او تأکید می‌کند که باید به قناعت و رضایت از داشته‌ها اهمیت داد و از حرص و طمع پرهیز کرد. عشق و حقیقت در این دنیا جایگاه والایی دارند و بهترین گزینه‌ها باید انتخاب شوند. شاعر همچنین به تنهایی و انزوا به عنوان یک انتخاب ارزشمند اشاره می‌کند و می‌گوید که داشتن آرامش و عزت نفس در دوری از دنیای مادی و تجملات، ارزشمندتر از زندگی در جایی با تجملات است.