غزل شمارهٔ ۱۹۱۳ صائب
صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
شاخی که چار فصل پر از میوه و گل است
دست ز کار رفته اهل توکل است
چون عاشقی کند به دل جمع عندلیب؟
در گلشنی که غنچه پریشانتر از گل است
نقش مراد دیده جوهرشناس ماست
چین جبین که جوهر تیغ تغافل است
زان خال عنبرین نتوان سرسری گذشت
هر نقطه زین صحیفه محل تأمل است
صائب درین زمانه نمکدان عشق را
شوری که مانده است همین شور بلبل است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و شگفتیهای عشق و عشق ورزی اشاره دارد. شاخی که پر از میوه و گل است نماد زندگی و برکت است که به عشق توکل کرده است. عاشق به شکوفایی دل و غنچهها در گلستان عشق اشاره میکند. همچنین، شاعر به اهمیت دقت و توجه به جزئیات در عشق میپردازد و هر نقطه از این مسیر عاشقی را مهم و قابل تأمل میداند. در نهایت، شاعر به شور و شوق باقیمانده در عشق مانند شور بلبل اشاره میکند که در جریان زمان باقی مانده است.