نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۹۳۱ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

چشم اثر به گریه مستانه من است

خط نجات بر لب پیمانه من است

چین شکست نیست بر ابروی عهد من

معموره وفا دل ویرانه من است

هرگز ملایمت به نگهبان نمی کنم

فانوس داغ جرأت پروانه من است

با پاکدامنان نظری هست حسن را

تا آفتاب سرزده، در خانه من است

سیل سبک عنان که ز عالم گذشته است

صائب خراب گوشه ویرانه من است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق و عاشقانه شاعر می‌پردازد. آغاز آن اشاره‌ای به اشک‌های شوق و احساس مستانه است که نشانه‌ای از عشق و درد در دل شاعر است. او بیان می‌کند که عشقش مانند خط نجاتی است، در حالی که وفای او همچنان در دلش زندگی می‌کند. شاعر همچنین بر این نکته تأکید دارد که هرگز ملایمت و آرامش را از نگهبان عشق خود دریغ نمی‌کند و روحیه‌ی شجاعت و درد او به مانند پروانه‌ای آزاد است. نگاه‌هایش نیز به کسانی که پاکدامن هستند، جلب می‌شود و در نهایت، شاعر ملاقات با دنیای گذشته و ویرانی را به تصویر می‌کشد. به طور کلی، این شعر ترکیبی از عشق، وفا، درد و زیبایی‌های درونی شاعر است.