نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۹۹۷ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

با عارض تو چهره شدن کار آینه است

دولت نصیب دیده بیدار آینه است

خودبینی از سرشت بزرگان نمی رود

گر خود سکندرست گرفتار آینه است

بشکن طلسم صورت و جاوید زنده باش

آب حیات در پس دیوار آینه است

هر صبحدم به روی تو از خواب می جهد

حسرت مرا به دولت بیدار آینه است

زنگ کدورت از دل تاریک ما نبرد

صیقل که داس سبزه زنگار آینه است

حد کسی است بر رخ او حرف خط زند؟

این نقش را بر آب زدن کار آینه است

بی پرده می دهد به نظر جلوه عیب را

صائب رهین منت سرشار آینه است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تأثیر و اهمیت آینه در نشان دادن چهره واقعی انسان و صفات او اشاره می‌کند. آینه نمادی از حقیقت و آگاهی است که به ما کمک می‌کند تا خود را بشناسیم و عیوب خود را ببینیم. شاعر به قدرت آینه در بیداری و روشن‌گری نیز اشاره می‌کند و بیان می‌کند که بزرگان هم نمی‌توانند از خودبینی رهایی یابند. او به دنبال آزاد شدن از محدودیت‌ها و دستیابی به حقیقت است و به این نکته تأکید دارد که آینه می‌تواند زنگار دل را کنار بزند و ما را به شناخت واقعی‌تری از خود رهنمون کند. در نهایت، شاعر اشاره می‌کند که آینه هر عیبی را بی‌پرده نمایان می‌سازد و این حقیقتی است که همه باید آن را بپذیرند.