نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۰۴۴ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ما را دماغ جنگ و سر کارزار نیست

ورنه دل دو نیم کم از ذوالفقار نیست

دیوانه ای که می رمد از سنگ کودکان

بیرون کنش ز شهر که کامل عیار نیست

از خواب درگذر که سپهر وجود را

انجم بغیر دیده شب زنده دار نیست

چون موجه سراب اسیر کشاکش است

پایی که در مقام رضا استوار نیست

پیداست چیست لنگر مشت غبار ما

در عالمی که کوه گران پایدار نیست

با زاهدان خشک مکن گفتگوی عشق

شمشیر چوب را جگر کارزار نیست

از دل برون نمی رود امید بخت سبز

هر چند تخم سوخته را نوبهار نیست

چون وا نمی کند گره از کار هیچ کس؟

دست فلک اگر ز شفق در نگار نیست

از هیزم است آتش سوزنده را حیات

منصور را ملاحظه از چوب دار نیست

چون ماهی ضعیف که افتد در آب تند

در اختیار خویش مرا اختیار نیست

از حال هم ز مرده دلی خلق غافلند

ورنه کدام سینه که لوح مزار نیست؟

خمیازه را به خنده غلط کرده اند خلق

ورنه گل شکفت درین خارزار نیست

(با حکمم ایزدی چه بود گیر و دار خلق؟

خاشاک را در آب روان اختیار نیست)

(در هیچ سینه نیست که نشکسته ناخنی

یک داغ سر به مهر درین لاله زار نیست)

ریحان زلف اگر چه ز دل زنگ می برد

صائب به دلنشینی خط غبار نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به عواطف و افکار عمیق انسانی اشاره دارد. شاعر می‌گوید که در جنگ و در مقابل چالش‌ها، دلش از دل دلاوران کم نمی‌آید، اما نباید در این کشاکش‌ها، دیوانه‌هایی که از کودکان فرار می‌کنند را به خود راه داد. شاعر به مخاطب هشدار می‌دهد که به خواب نرود و واقعیت را ببیند، چون در زندگی هیچ چیز پایدار نیست و باید با آگاهی از ناپایداری‌ها، در مقام رضا استوار بود. او همچنین به گفتگو با زاهدان خشک و بی‌عشق انتقاد کرده و می‌گوید که امید در دل‌ها باقی است، هرچند در شرایط سخت می‌تواند دشوار باشد. شاعر اشاره می‌کند که اگر دستی از آسمان نتواند گره‌ای را باز کند، هیچ کس نمی‌تواند به تنهایی کاری از پیش ببرد. زندگی مانند آتش از هیزم است و در شرایط بحرانی، انسان مثل ماهی ضعیف در آب تند است که نمی‌تواند اختیار خود را به دست بگیرد. شاعر بیان می‌کند که در دل هر انسانی زخمی نهفته است و هر چند همه چیز به نظر خوب می‌آید، اما واقعیت‌های تلخی وجود دارد. در نهایت، او ابراز می‌کند که عشق و دلنشینی در بین غبارها و مشکلات زندگی گم نشده است و باید به آن توجه کرد.