نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۰۵۳ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

یک دم صفای عالم غدار بیش نیست

آیینه آب سبزه زنگار بیش نیست

در پیش چشم پرده شناسان روزگار

اقبال، پرده رخ ادبار بیش نیست

در عالمی که دیده ما را گشوده اند

یک چشم خواب، دولت بیدار بیش نیست

دور نشاط زود به انجام می رسد

یک هفته شادمانی گلزار بیش نیست

پیداست جستجوی خسیسان کجا رسد

معراج خار تا سر دیوار بیش نیست

تردامنی به تیغ اجل آب می دهد

یک چاشت عمر شبنم گلزار بیش نیست

دریاست هر چه هست وجود تو چون حباب

در چشم عقل، پرده پندار بیش نیست

صائب هزار حیف کز آیینه وجود

چون طوطیان نصیب تو گفتار بیش نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان زودگذر بودن زندگی و زیبایی‌های آن می‌پردازد. شاعر با تشبیهات مختلف، نشان می‌دهد که دنیا و لذت‌های آن همچون آبی زلال و سبزه‌ای سرسبز هستند که در نهایت زودگذرند و پایدار نیستند. او به این نکته اشاره می‌کند که خوشی‌ها و شادمانی‌ها مانند هفته‌ای کوتاه هستند و به سرعت به پایان می‌رسند. همچنین، وجود انسان را به حبابی در دریا تشبیه کرده و یادآور می‌شود که حقیقت زودگذر است و آنچه ما به آن می‌پردازیم در اصل چیزی جز خیال نیست. به طور کلی، شعر بر بی‌وفایی دنیا و عدم پایداری آن تأکید دارد.