غزل شمارهٔ ۲۱۴۷ صائب
صائب / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آن خانه برانداز که در خانه زین است
معمار تمنای من خاک نشین است
از شوخی حسن است که آن سرو خرامان
بر روی زمین است و نه بر روی زمین است
اوراق گل از خنده بیجاست پریشان
شیرازه مجموعه دل چین جبین است
بسیار شود مرکز سرگشتگی خلق
خالی که در آن کنج دهن گوشه نشین است
چون خامه صیاد، متاعش همه مکرست
هر بوته خاری که درین شوره زمین است
از سوختگان نیست تهی کوی خرابات
دایم سر این چشمه، سیه خانه نشین است
بی مرگ نخوابد قدم سعی حریصان
آسایش این طایفه در زیر زمین است
در انجمن وصل، شکایت مزه دارد
در دامن گل گریه شبنم نمکین است
ما قدرت دریوزه دیدار نداریم
این سلسله جنبانی ازان چین جبین است
دارد سر ویرانی من پشته سواری
کز شوخی او زلزله در خانه زین است
صائب چه سر از چاک گریبان بدر آرد؟
امنیت اگر هست درین حصن حصین است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به حال و هوای دلbroken و احساسات پیچیده شاعر اشاره دارد. شاعر به بیان حسرتها و آرزوهایش میپردازد و به زیباییهای دنیا و طعنههای زندگی در کنار آن اشاره میکند. نمادهایی مانند "سرو خرامان"، "گل"، و "خاک نشین" به معنای لطافت و fragility زندگی انسانی میپردازند. همچنین، درضمن تأکید بر دشواریهای ارتباط و جدایی، شاعر نشان میدهد که انسانها در جستجوی امنیت و آرامش هستند، اما این آرامش در مکانهای غیرمنتظره و در دل مشکلات زندگی پیدا میشود. در نهایت، شاعر به ویرانی و سرگشتگی اشاره میکند که نتیجه برخورد با دنیای بیرونی و درونی است.