نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۱۵۲ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

گفتار تو شهدی است که جانها مگس اوست

رفتار تو سیلی است که دل خار و خس اوست

هر ناله که از دل ز سر صدق برآید

صبحی است که تسخیر جهان در نفس اوست

نخلی که برآرنده خود را نشناسد

سر پیش فکندن ثمر پیشرس اوست

هر چند که از محمل لیلی اثری نیست

صد بادیه پر شور ز بانگ جرس اوست

با هر که کسی نیست به جز بیکسی او را

صائب به ادب باش که بی گفت، کس اوست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به زیبایی از عشق و درک عمیق درونی صحبت می‌کند. شاعر می‌گوید که گفتار و رفتار کسی می‌تواند مثل شهد و سیل تأثیرگذار باشد. هر ناله‌ای که از دل برآید، می‌تواند صبحی نو و فرصتی برای تسخیر جهان باشد. او همچنین به این نکته اشاره می‌کند که اگر کسی خود را نشناسد، به شکست و ناکامی دچار می‌شود. در نهایت، شاعر به ادب و احترام دعوت می‌کند و تأکید می‌کند که در دنیای تنهایی، همواره یک حقیقت وجود دارد که شایسته تأمل و اندیشه است.