نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۲۲۷ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

از غیرت رکابت از دیده خون روان است

اما چه می توان کرد پای تو در میان است!

سر جوش نوبهارست روی شکفته تو

رنگ شکسته من ته جرعه خزان است

از شکوه، عاشقان را در خاک و خون کشد عشق

گردد دلیل صیاد زخمی که خونچکان است

از حرف راست گردد پر خون دهن چو سوفار

دایم ز تیر شیون در خانه کمان است

بلبل ز ساده لوحی در آشیان طرازی است

در گلشنی که خاکش با باد همعنان است

ما می زنیم از جهل هر دم به دامنی دست

هر چند روزی ما در دست آسمان است

گوری است پر ز مرده صائب قلمرو خاک

گردون پر ستاره یک چشم خونفشان است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساسات عمیق و تضادهای زندگی اشاره دارد. شاعر از غم و درد ناشی از عشق و جدایی صحبت می‌کند و به زیبایی و سرزندگی معشوق اشاره می‌کند، در حالی که خود را در حال نادانی و بحران می‌بیند. او به تاثیر عشق بر دل عاشقان و زخمی شدن آنها به دلیل این احساسات اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه این عشق می‌تواند به زخم‌های عمیق و درد تبدیل شود. در نهایت، شعر به پوچی و فانی بودن زندگی افتخار می‌کند و بر این نکته تأکید دارد که ماهیت وجود، با شادی و غم در هم آمیخته است.