نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۲۳۸ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

خوشم با ناله خود، دم همین است

چراغ حلقه ماتم همین است

مگو در بیغمی آسودگی هست

که غم گر هست در عالم همین است

مبند آزار موری نقش در دل

که اسم اعظم خاتم همین است

نرنجم گرچه مجنونم شمارند

تمیز مردم عالم همین است

جمال کعبه می خواهد سپندی

دلیل شوری زمزم همین است

به قرب گلعذاران دل مبندید

وصیت نامه شبنم همین است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان احساسات و اندیشه‌های خود می‌پردازد. او از ناله و ماتم سخن می‌گوید و اشاره می‌کند که در میان غم‌ها، آسودگی وجود ندارد. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که باید به دیگران آزار نرسانیم و از نقش و اثرات خود بر دل دیگران آگاه باشیم. او همچنین به عدم اهمیت قضاوت مردم اشاره می‌کند و بیان می‌کند که زیبایی و خواسته‌های عمیق نیاز به تلاش و جستجو دارند. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که وابستگی به چیزهای دنیا، مانند عشق به گلدان‌های گل، تنها یادآوری از زمان سپری‌شده است.