نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۲۳۹ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

ز نغمه تا خدا یک کوچه راه است

بر این حرف بلندم نی گواه است

به حق از تنگنای نی رسیدم

خوشا ملکی که اینش شاهراه است

همه سر اناالحق می سراید

ندانم آب این نی از چه چاه است

نوایش گوش را تنگ شکر کرد

دهان نی که را تا بوسه گاه است

کباب شعله آواز گردم

که یک زنجیره او زلف آه است

نوای عود در طاقت گدازی

به آتشدستی برق نگاه است

مشو از کاسه طنبور غافل

که لبریز از شراب عقل کاه است

بکش دست نوازش بر سر چنگ

که لوح سینه ام بر مد آه است

تأمل چیست در دلها شکستن؟

تصور کن همان طرف کلاه است

گناه شرمگینان را چو صائب

زبان بی زبانی عذرخواه است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان ارتباط عمیق میان انسان و خداوند می‌پردازد و به زیبایی‌های نغمه و موسیقی اشاره دارد. شاعر از تنگنای نی به خداوند می‌رسد و حسرت می‌خورد که این ملک، شاهراهی به حقایق الهی است. او از سرودهایی که از نی بلند می‌شود صحبت می‌کند و به عواطف و احساسات ناشی از آن اشاره دارد. نغمه‌های او به گوش‌رسانی شیرین و در عین حال پر از عاطفه‌اند. شاعر خاطرنشان می‌کند که در عبادت و شناخت خداوند باید از وسوسه‌های دنیوی غافل نبود و بر کیفیت و عمق احساسات انسانی تأکید می‌کند. او همچنین به بیان عذری از جانب شرمگینان می‌پردازد که نشان‌دهنده احساس فروتنی و نیاز به عشق الهی است.