نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۲۵۵ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)

حلقه آه مرا سپهر نگین است

گریه من روشناس روی زمین است

تا تو به چشم رکاب پای نهادی

عشرت روی زمین به خانه زین است

رزق من از شاهراه گوش درآید

روزی من چون صدف ز در ثمین است

هر چه بکاری، همان نصیب تو گردد

دانه خود پاک کن که خاک امین است

همت سرشار، سرو عالم بالاست

وسعت مشرب بهشت روی زمین است

خاطر خرم دگر کسی ز که جوید؟

صبح در ایام ما گرفته جبین است

مقصد کوته نظر، بلند نباشد

منزل دور رکاب، خانه زین است

بیهده صائب مکن ز بخت شکایت

چشمه حیوان سیاه خانه نشین است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف احساسات عمیق شاعر می‌پردازد. او از تصوراتش درباره عشق، زندگی، و تلاش‌های انسانی می‌گوید. حلقه آه او به عنوان نماد درد و اندوه، همزمان زینت‌بخش آسمان و زمین است. وجود عشق و زیبایی در زندگی اهمیت دارد و رازق و روزی انسان به خودش بستگی دارد. هر کاری که شخص انجام دهد، همان را دریافت می‌کند. همچنین شاعر به اوج همت و بلندی اهداف اشاره کرده و می‌گوید که چشم‌اندازهای پایین نمی‌تواند به مقاصد بلند منجر شود. در نهایت، او به این نکته اشاره می‌کند که نباید از شرایط خود شکایت کرد، زیرا حقیقت بر این است که زندگی و احساسات درونی انسان می‌توانند تأثیر زیادی بر سعادت او داشته باشند.