غزل شمارهٔ ۲۲۷۱ صائب
صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تا چند آه سرد کشی ز آرزوی گنج؟
تا کی به گرد مار بگردی به بوی گنج؟
صد بار تا ز پوست نیای برون چو مار
چشم تو بی حجاب نیفتد به روی گنج
هر کس که راه رفت به منزل نمی رسد
بس راهرو که خاک شد از آرزوی گنج
نتوان به قیل و قال ز ارباب حال شد
منعم نمی شود کسی از گفتگوی گنج
لوح طلسم گنج خدایند انبیا
بی لوح زینهار مکن جستجوی گنج
قالب تهی زدیدن ویرانه کرده ای
ای وای اگر نگاه تو افتد به روی گنج
هر چند وصل گنج به کوشش نبسته است
تا ممکن است پا مکش از جستجوی گنج
در کام اژدها نروی تا هزار بار
صائب گل مراد نچینی ز روی گنج
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به موضوع آرزو و جستجوی گنج اشاره دارد. شاعر با استفاده از تمثیل گنج به خیالات و آرزوهایی میپردازد که برخی افراد حتی به خاطر آنها به رنج و زحمت میافتند. او هشدار میدهد که دست یافتن به آرزوها و گنجها آسان نیست و گاهی ممکن است افراد برای رسیدن به آنها به بینتیجه بمانند. در نهایت، شاعر به این نکته میپردازد که هرچند تلاش برای یافتن گنج لازم است، اما نباید فراموش کرد که ممکن است این جستجو به خطراتی منجر شود.