نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۲۷۸ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

در جبین کس نمی بینیم انوار صلاح

ریش و دستاری بجا مانده است ز آثار صلاح

ای بسا میت که خواهد بی کفن رفتن به خاک

گر چنین خواهد بزرگی یافت دستار صلاح

نوبت پاکی ز دلها با لباس افتاده است

در گره افتاده از عمامه ها کار صلاح

جبهه پرهیزکاران نامه واکرده ای است

اهل دل باشند مستغنی ز گفتار صلاح

مهر زن بر لب ز اظهار صلاحیت، که نیست

شاهدی بر فسق گویاتر ز اظهار صلاح

سعی کن چون عارفان در پاکی باطن، که نیست

پاکی ظاهر متاع روی بازار صلاح

صائب آن جمعی که آگاهند ز آفات ریا

از نظر پوشیده می دارند آثار صلاح

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نقد ظواهر و نشانه‌های صلاح و نیکویی می‌پردازد. شاعر به این نکته اشاره دارد که در جامعه، آثار ظاهری مثل ریش و عمامه وجود دارد، اما حقیقتی از صلاحی در دل‌ها نیست. او می‌گوید که بسیاری از افراد ممکن است ظاهری نیکو داشته باشند اما در باطن از فساد دور نیستند. تأکید شاعر بر اهمیت پاکی دل و باطن است تا صرفاً به ظاهر توجه نشود. او همچنین به ریا و خودنمایی در اعمال دینی انتقاد می‌کند و به عارفان توصیه می‌کند که به جای تظاهر به صلاح، حقیقت باطن خود را پاک کنند. در نهایت، او بر این نکته تأکید می‌کند که آگاهان به آفات ریا، آثار واقعی صلاح را پنهان نگه می‌دارند.