غزل شمارهٔ ۲۳۳۰ صائب
صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
عشق اول ناتوانان را به منزل می برد
خار و خس را زودتر دریا به ساحل می برد
نیست سامان تماشا صفحه ننوشته را
چهره خوبان نوخط بیشتر دل می برد
بر هدف دستی ندارد تیر، بی زور کمان
همت پیران جوانان را به منزل می برد
صبر اگر یک دم عنانداری کند پروانه را
بیقراری شمع را بیرون ز محفل می برد
سبز از زهر ندامت می شود صائب پرش
هر که چون طوطی سخن بیرون زمحفل می برد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی عشق، ناتوانی و تأثیرات آن بر انسانها میپردازد. شاعر به صورت نمادین بیان میکند که عشق اول میتواند افراد ناتوان را به مقصود خود برساند، و زودتر از انتظار، مشکلات را حل میکند. او اشاره میکند که درد و مشکلات ممکن است چهرهی زیبا و دلربا را بیشتر جلب کند و برعکس، جوانانی که بدون عزم و همت هستند، به جایی نمیرسند. همچنین، تأکید میشود که صبر و شکیبایی میتواند بر مشکلات غلبه کند و در نهایت، انسانها با سخنان خود و تأمل در آن، از جمع فاصله میگیرند. شاعر به نوعی به ندامت و پشیمانی هم اشاره دارد که از آن میتوان به رشد و بهبود تبدیل شد.