نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۳۷۶ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

آب حیوان دید لعلت را و ایمان تازه کرد

از دهان موج بیتابانه صد خمیازه کرد

از پریشان گردی گلشن زهم پاشیده بود

دام، اوراق پر و بال مرا شیرازه کرد

خنده شادی چه می جویی درین ماتم سرا؟

گل تمامی عمر خود را صرف یک خمیازه کرد

شرکت فیض شهادت بر نتابد رشک عشق

کشتن پرویز داغ کوهکن را تازه کرد

طوق زنار گلوی قمریان را پاره ساخت

سرو پیش قد موزون تو ایمان تازه کرد

با بزرگان باش صائب تا شود نامت بلند

خم فلاطون را درین عالم بلندآوازه کرد

پیش ازین هر چند شهرت داشت در ملک عراق

سیر ملک هند صائب را بلندآوازه کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف احساسات عمیق و تأثیرگذار بر روح انسان می‌پردازد. شاعر از زیبایی‌های طبیعی و عشق سخن می‌گوید و نشان می‌دهد که چگونه مشاهده‌های ساده می‌توانند ایمان و امید را در دل آدمی زنده کنند. او به دنبال شادی در دنیایی پر از غم است و می‌گوید که حتی زندگی گل‌ها هم با یک خمیازه معنای عمیقی پیدا می‌کند. همچنین به مسأله شهادت و عشق اشاره می‌شود و در نهایت، نویسنده از اهمیت همراهی با افراد بزرگ و تأثیری که بر شهرت و نام‌آوری فرد می‌گذارند، سخن می‌گوید. این متن یک ترکیب از عواطف عمیق، عشق، و جستجوی نام و اعتبار در زندگی است.