نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۳۸۸ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

عیب‌جو چندان که عیب از ما به در می‌آورد

غیرت ما زور بر کسب هنر می‌آورد

یک دل آگاه گمراهان عالم را بس است

کاروانی را به منزل راهبر می‌آورد

لطف عام او عجب دارم نصیب من شود

با چنین بختی که از دریا خبر می‌آورد

شد برومند از سر منصور چوب خشک دار

در چه موسم نخل ما یارب ثمر می‌آورد؟

می‌برد چندان که از هوشم دو چشمِ مست او

موکشانم باز آن موی کمر می‌آورد

سیرچشمان را غرض از جمع دنیا ترک اوست

سکته بهر پشت کردن رو به زر می‌آورد

هرکه چون غواص می‌سازد نفس در دل گره

صائب از دریا برون عقد گهر می‌آورد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به نقد عیب‌جویی و حسادت می‌پردازد و می‌گوید که این عیب‌جویی فقط موانعی برای پیشرفت فراهم می‌کند. او به اهمیت راهنمایی و هدایت در زندگی اشاره می‌کند و می‌گوید که یک دل آگاه می‌تواند بسیاری از گمراهان را به راه راست هدایت کند. همچنین، شاعر از لطف و رحمت خداوند و اعطای نعمت‌ها صحبت می‌کند و به سرنوشت و تقدیر اشاره می‌کند که گاهی با وجود مشکلات، می‌توان به ثمرات خوب رسید. در نهایت، او به تلاش و جست‌وجو برای کسب دانش و هنر به‌عنوان یک لزوم اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که انسان باید تلاش کند تا به درک و فهم عمیق‌تری برسد.