نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۴۰۱ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گر به ظاهر جسم را روشن گهر می پرورد

بر امید کاستن همچون قمر می پرورد

بیکسان را می کند گردآوری حفظ اله

زال را سیمرغ زیر بال و پر می پرورد

از نگاه گرم معشوق است دل را آب و تاب

لعل را خورشید تابان از نظر می پرورد

از حرام آن کس که آرد نعمت الوان به دست

خون فاسد را برای نیشتر می پرورد

از بزرگان روی دل با زیردستان عیب نیست

زیر دامن کبک را کوه و کمر می پرورد

گلشن آرایی که دارد از بصیرت بهره ای

سرو را بیش از درخت پرثمر می پرورد

می کند ایام کاهش را به خود چون مه دراز

هر تهی مغزی که تن را بیشتر می پرورد

اندکی دارد خبر از اشک دردآلود من

هر که طفلی را به صد خون جگر می پرورد

چرخ سنگین دل کند آهن دلان را تربیت

بیضه فولاد تیغ بدگهر می پرورد

پشت آیینه است صائب زنگیان را پرده پوش

چرخ از آن پیوسته صائب بی هنر می پرورد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی فرآیندهای حیات و روابط مختلف در طبیعت و انسان‌ها می‌پردازد. شاعر به توانایی و اثرگذاری عناصر مختلف، مانند قمر، معشوق و طبیعت، اشاره می‌کند و به نحوی متقابل به رشد و پرورش چیزهای خوب و بد در زندگی انسان‌ها می‌نگرد. در اینجا، تمثیل‌ها و نمادهای مختلفی از جمله زال و سیمرغ، لعل و خورشید، و نیز قیاس‌هایی میان بزرگان و زیر دستان به کار رفته است. شاعر از ستم‌گری و ناپاکی نیز سخن می‌گوید و به تضادهای موجود در دنیا اشاره دارد، مانند بلندی و پستی، و در نهایت به تربیت و پرورش شخصیت‌ها و روابط انسانی پرداخته است.