نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۴۰۵ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

هر که پشت پای چون شبنم به آب و رنگ زد

در حریم مهر تابان تکیه بر اورنگ زد

چون می انگور، صاف بیخودی غماز نیست

می توان میخانه ها زین باده بیرنگ زد

درد پنهان را زبان عرض مطلب کوته است

بوی می از شیشه نتواند برون چون رنگ زد

خال لیلی جامه در نیل مصیبت می زند

تا کدامین سنگدل یارب به مجنون سنگ زد

نیست امید برومندی ز خال نوخطان

حاصلش افسوس باشد دانه را چون زنگ زد

شیر در دست هجوم مور عاجز می شود

چون تواند پنجه مژگان با خط شبرنگ زد؟

نامه سربسته از تاراج مضمون ایمن است

در حریم بیضه می بایست بر آهنگ زد

از شبیخون حوادث لشکرش در هم شکست

هر که صائب در مقام صلح طبل جنگ زد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تعبیر احساسات و تجربه‌های انسانی می‌پردازد. شاعر به موضوعاتی چون عشق، درد، و آرزوهای ناکام اشاره می‌کند. با استفاده از تصاویر زیبا و استعاره‌ها، او بیان می‌کند که عشق و زیبایی، اگرچه ظاهری فریبنده دارند، می‌توانند به درد و رنج بینجامند. همچنین، شاعر به ناپایداری زندگی و بی‌ثباتی حس‌ها اشاره می‌کند و بر این نکته تأکید دارد که در مواجهه با چالش‌ها و دشواری‌ها، نباید امید خود را از دست داد. در نهایت، شعر به مسأله جنگ و صلح نیز پرداخته و نشان می‌دهد که چگونه یک فرد می‌تواند در رویارویی با مشکلات و حوادث قرار گیرد.