غزل شمارهٔ ۲۴۱۱ صائب
صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
از حریص افزون به قانع فیض احسان میرسد
روزی مور از شکرخند سلیمان میرسد
حاصل عالم بود از قانعان، کز کشتزار
هرچه از موران زیاد آید به دهقان میرسد
بید میگردد پس از خشکی برومند از نبات
از سر منصور دار آخر به سامان میرسد
حلقه درگاه امیدست چشم انتظار
بوی پیراهن به داد پیر کنعان میرسد
حسن را دارد سپند از چشم بدبینان نگاه
ناله بلبل به فریاد گلستان میرسد
وصل میخواهی، تلاش خاکساری کن که گرد
تا نفس را راست میسازد به دامان میرسد
تیرهروزان خوب میدانند صائب قدر هم
شام زلف آخر به فریاد غریبان میرسد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به موضوع قناعت و اثرات مثبت آن میپردازد. شاعر بیان میکند که انسان حریص بیشتر بر مشکلات خود میافزاید، در حالی که آدم قانع از نعمتها بهرهمند میشود. او با ذکر مثالهایی مثل مور و دهقان و بید و نبات، نشان میدهد که دستاوردها و موفقیتها به افرادی میرسد که شکرگزار و قانع هستند. همچنین اشاره میکند که صبر و تلاش و امید به آینده، میتواند به فرد کمک کند تا به آرزوهایش دست یابد. در پایان، شاعر به این نکته اعتراف میکند که افراد دردمند به خوبی میدانند که در نهایت، هر کس به اصل و جایگاه خود خواهد رسید.