نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۴۱۹ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

حسن خط با حسن خلق و مردمی انباز شد

رفته رفته آخر حسنش به از آغاز شد

حرفی از گیرایی مژگان او کردم رقم

نامه بر بال کبوتر چنگل شهباز شد

بلبل ما گر چنین گرم نواسنجی شود

تخم گل خواهد سپند شعله آواز شد

تا برآمد بر سپهر شاخ، گلچینش ربود

شوخی گل چون شرر آخر به یک پرواز شد

بس که حسرتهای رنگین دل به روی هم نهاد

رفته رفته سینه ام چون کلبه بزاز شد

صائب از خون جگر خوردن نیاسودم دمی

تا به روی داغ همچون لاله چشمم باز شد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی زیبایی و جذابیت حسن و تأثیر آن بر دل شاعر است. شاعر از حسن خط و حسن خلق او یاد می‌کند و بیان می‌کند که محاسن او باعث شده که دلش سرشار از عشق و حسرت شود. همچنین به نازک‌دلی و زیبایی چشم‌های او اشاره می‌کند و در نهایت، احساسات عمیق و دردهای درونش را ابراز می‌نماید. به طور کلی، شعر مراقبتی شاعرانۀ عاشقانه و حاکی از دلتنگی و زیبایی‌های عشق است.