نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۴۲ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

چون ندارد حرف ره در خلوت محجوب ما

پیچ و تاب بی قراری ها بود مکتوب ما

پیش ما وصل لباسی پرده بیگانگی است

چشم می پوشد ز بوی پیرهن یعقوب ما

غیر تسلیم و رضا در وحشت آباد جهان

کیست دیگر تا کند مکروه را مرغوب ما؟

تیغ را گردد زبان کند از سپر انداختن

خصم غالب می شود ز افتادگی مغلوب ما

از تلاش وصل بر ما زندگانی تلخ بود

شد ز حسن عاقبت درد طلب مطلوب ما

جذبه دریا دلیل سیل پا در گل بس است

رهنما را می شمارد سنگ ره مجذوب ما

هست در هر نقطه ای پوشیده صد طومار حرف

سرسری چون خامه صائب مگذر از مکتوب ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان عواطف عمیق و پیچیده انسانی پرداخته و نشان‌دهنده تنهایی و ناامیدی در جستجوی وصال و حقیقت است. شاعر احساس می‌کند که ارتباطات انسانی و عواطفش تحت تأثیر پرده‌های بیگانگی قرار دارد و در دنیایی پر از آشفتگی و تناقضات زندگی می‌کند. او از تسلیم در برابر شرایط نامناسب جهان صحبت می‌کند و به بررسی آثار وبسته دلتنگی و جدایی پرداخته است. در نهایت، این شعر به جستجوی راه‌های ارتباطی و دست‌یابی به حقیقت و زیبایی در زندگی اشاره دارد و خواهان توجه به عمق افکار و احساسات نهفته در هر فرد است.