نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۴۸۷ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

دوربینانی که در پرداز دل کوشیده‌اند

چهره صبح قیامت را همین جا دیده‌اند

از دو چشم دوربین در زندگی روشندلان

در ترازوی قیامت خویش را سنجیده‌اند

نیستند از فکر صید خلق غافل زاهدان

گربه ظاهر دیده چون باز از جهان پوشیده‌اند

کثرت خلق است از وحدت حجاب دیده‌ها

از علم غافل ز گرد لشکری گردیده‌اند

بوته از بهر گداز خویش سامان داده‌اند

ساده‌لوحانی که همچون مه به خود بالیده‌اند

نیست در روی زمین یک کف زمین بی‌انقلاب

وقت آنان خوش که در زیر زمین خوابیده‌اند

می‌کند زیر و زبر صائب خزان در یک نفس

برگ عیشی را که چون گل خلق بر هم چیده‌اند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی و نقد وضعیت انسان‌ها و زاهدان می‌پردازد که در جستجوی حقیقت هستند. شاعر به دوربینانی اشاره می‌کند که قادرند چهره صبح قیامت را ببینند و از زندگی روشن‌تر از خود آگاه شوند. او می‌گوید زاهدان به جای اینکه به فکر صید انسان‌ها باشند، در ظاهری گمراه کننده زندگی می‌کنند. شاعر به تضاد میان کثرت انسان‌ها و وحدت درک آنها اشاره دارد و بیان می‌کند که عده‌ای به علم و حقیقت نزدیک نشده‌اند و تنها در ظاهر خود را فریفته‌اند. او همچنین یادآوری می‌کند که هیچ چیزی در زمین بدون تغییر نیست و کسانی که در دنیای زیرین خوابیده‌اند، ممکن است از حقیقی بودن این دنیا غافل باشند. در نهایت، به باغ زندگی اشاره می‌کند که با برگ‌های آن، عیش و زندگی را به زیبایی آراسته است.