نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۴۹۴ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

خانه آرایان ز تعمیر درون غافل شدند

اصلشان چون بود از گل، خرج آب و گل شدند

خشک مغزانی که نشکستند خود را چون حباب

چون کف دریا و بال دامن ساحل شدند

نغمه پردازی کنند از سیلی باد خزان

چون صنوبر سرفرازانی که صاحبدل شدند

جای حیرت نیست اهل عقل اگر مجنون شوند

حیرت از دیوانگان دارم که چون عاقل شدند

سبز شد در دست مردم دانه تسبیحها

بس که در دوران ما از ذکر حق غافل شدند

نیست صائب دولتی بالاتر از خلق نکو

از چنین دولت چرا اهل جهان غافل شدند؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نقد و بررسی وضع اجتماعی و روحی مردم می‌پردازد. شاعر به این نکته اشاره دارد که انسان‌ها از اصل و ذات خود غافل شده‌اند و به ظواهر دنیا توجه می‌کنند. آن‌ها به مانند حباب‌ها و کف دریا، بی‌پایه و بی‌محتوا شده‌اند. همچنین، او به ضعف عقل و خرد در برخی افراد اشاره می‌کند که به دیوانگی می‌رسند، و از دیوانگان تعجب می‌کند که گاه به خرد و عقل نزدیک می‌شوند. در نهایت، به غفلت مردم از یاد خدا و ذکر او اشاره دارد و تأکید می‌کند که بهترین دولت، خلق نیکو و نیت پاک است، اما چرا مردم از این حقیقت غافل هستند.