نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۴۹۹ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ناله ممکن نیست از دلهای پرخون سرزند

چون شود لبریز جام، از وی صدا چون سرزند

از مزار ما حجاب آلودگان معصیت

سرو موزون در لباس بید مجنون سرزند

صلح می باید به روی تازه از حاصل کند

مصرعی چون سرو از هر کس که موزون سرزند

می توان تا در ته یک پیرهن با گنج بود

از ضمیر خاک هیهات است قارون سرزند

سبزه می آید به دشواری برون از زیر سنگ

از لب لعل تو حیرانم که خط چون سرزند

چون شراب پشت دار افزون شود کیفیتش

خط مشکین چون از آن لبهای میگون سرزند

بر کبودی می زند چون رنگ آتش صاف شد

ورنه خط زودست ازان رخسار گلگون سرزند

حسن خواهد مهربان شد بر سیه روزان خویش

چون ازان رخسار صائب خط شبگون سرزند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان عواطف و احساسات عمیق انسانی می‌پردازد و به رابطه دل و زبان اشاره دارد. شاعر می‌گوید که ناله‌ای از دل‌های پرخون برنمی‌خیزد و وقتی که جام دل پر شود، صدا در می‌آید. او به معصیت‌ها و حجاب‌هایی اشاره می‌کند که از مزار انسانی دور می‌دارد و بر اهمیت صلح و هماهنگی تأکید می‌کند. شاعر در ادامه به زیبایی و لطافت طبیعت اشاره می‌کند و می‌گوید که زیبایی می‌تواند از دل سختی‌ها و دشواری‌ها ظهور کند. همچنین به قدرت عشق و زیبایی در تحول و تغییر اشاره دارد و می‌گوید که حتی در سخت‌ترین شرایط، زیبایی و عشق می‌توانند ظاهر شوند. در نهایت، شاعر بیان می‌کند که اگر چهره و عشق واقعی نشان داده شود، حتی در دل تاریکی‌ها، روشنایی و زیبایی می‌تواند ظهور کند و دل‌ها را تسخیر کند.