نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۵۰۹ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

می پرستان در بهشت نقد ساغر می کشند

دور گردان انتظار آب کوثر می کشند

خود حسابان از کتاب و از حساب آسوده اند

ساده لوحان انتظار صبح محشر می کشند

حسن را با بی سروپایان بود روی نیاز

ذره ها از پنجه خورشید ساغر می کشند

خامشان را هست در میخوارگی ظرف دگر

ماهیان از بی زبانی بحر بر سر می کشند

غافل از شیرینی گفتار خود افتاده اند

طوطیان از ساده لوحی ناز شکر می کشند

پاکبازانی که دست از رشته جان شسته اند

بی تکلف بحر را چون موج در بر می کشند

می رسانند از دل دریا به ساحل نامه ها

موجها گاهی زدست بحر اگر سر می کشند

چون صدف لب پیش ابر نوبهاران باز کن

کآبرو را با گهر اینجا برابر می کشند

حسن عالمسوز را بی پرده دیدن مشکل است

شعله رویان روغن از چشم سمندر می کشند

در ترازو عارفان را نیست صائب سنگ کم

کعبه و بتخانه را اینجا برابر می کشند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان تمایلات و آرزوهای انسان‌ها در دنیای معنوی و آرامش می‌پردازد. شاعری به تضاد بین افراد متفکر و ساده‌لوح اشاره می‌کند که هر کدام در پی چیزی هستند. می‌پرستان در بهشت لذت می‌برند و در انتظار معانی عمیق هستند، در حالی که افراد عادی از انتظار روز قیامت سخن می‌گویند. شاعر از زیبایی‌های هستی و از تلاش عارفان برای درک حقیقت یاد می‌کند و به ناپایداری و بی‌خبری برخی از افراد در درک سخنان زیبا اشاره می‌کند. در نهایت، او به برابری بین مکان‌های مقدس و غیر مقدس می‌پردازد، و نشان می‌دهد که در دیدگاه عارفانه، همه چیز به یکدیگر مرتبط است.