نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۵۷۷ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

کو نواسنجی که در مغز جهان شور افکند؟

پنبه مغز از سر مینای ما دور افکند

گردش پرگار گردون گردد از مرکز تمام

نیست نقصی گر سلیمان سایه بر مور افکند

خاطر معشوق شوراندن نه کار عاشق است

ورنه طوطی می تواند در شکر شور افکند

راهرو را لنگر آرام در منزل خوش است

خواب خود را دوربین با خلوت گور افکند

غافل از آه ضعیفان با زبردستی مشو

کاین نسیم سهل، تاج از فرق فغفور افکند

تیره بختی شعله ادراک را سازد خموش

از زبان این شمع را شبهای دیجور افکند

از کشاکش خانه اش هرگز نمی گردد تهی

چون کمان هر کس که کار خویش با زور افکند

دیدن سیمین بران سازد مرا بی اختیار

لرزه بر پروانه من شمع کافور افکند

با دل آزاران مدارا کن که هیچ از شان شهد

کم نگردد گر سپر در پیش زنبور افکند

از تأمل می توان دریافت صائب عیب خویش

وای بر آن کس که این آیینه را دور افکند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره جنبه‌های مختلف عشق و زندگی است که با تصویرسازی‌های زیبا و استعاره‌های خاص بیان شده است. شاعر از قدرت و عظمت عشق صحبت می‌کند و به بی‌نقصی طبیعت و رفتارهای انسانی اشاره دارد. همچنین، به ضرورت دقت و توجه در زندگی، از جمله در مواجهه با مشکلات و ضعف‌ها، تأکید می‌کند. خیانت و غفلت از احساسات ضعیفان، بی‌احترامی به ارزش‌های انسانی است. در نهایت، شاعر از اهمیت خودشناسی و تأمل در درون خود می‌گوید و اشاره می‌کند که خودآزاری و نادیده گرفتن حقیقت‌ها می‌تواند به نتایج نامطلوبی منجر شود.