نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۵۸۳ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

خنده چون زان غنچه مستور می‌گردد بلند

از جگرگاه بدخشان شور می‌گردد بلند

دیگران را سرمه شب گرچه مهر خامشی است

ناله ما در شب دیجور می‌گردد بلند

دور گردان را به دریا رهنمایی می‌کند

دست ما گاهی اگر از دور می‌گردد بلند

بهر عبرت مردم آزاران عالم را بس است

آتشی کز خانه زنبور می‌گردد بلند

هست تا آیینه‌ای روشن درین عبرت سرا

از سر خاک سکندر نور می‌گردد بلند

عشق شورانگیز در هر جا نمک پاشی کند

از دل صد پاره ما شور می‌گردد بلند

اختیاری نیست در گفتار حق حلاج را

ناله زین پشت کمان بی زور می‌گردد بلند

کاسه چوبین گدا را نالهٔ افسوس نیست

این صدا از کاسه فغفور می‌گردد بلند

شعله آواز بلبل می‌شود صائب خموش

نالهٔ ما گر به این دستور می‌گردد بلند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق و شور و شوق انسانی می‌پردازد. خنده و شادی به تدریج در دل‌ها نمایان می‌شود، در حالی که ناله و غم نیز در پسِ سکوت شب وجود دارد. شاعر به تأثیرات عشق و عبرت از تاریخ اشاره می‌کند و می‌گوید که این احساسات می‌توانند در دل‌ها شعله‌ور شوند. در نهایت، این متن نشان‌دهنده‌ی ارتباط عمیق انسان با دنیای اطراف و تأثیرات آن بر روان و احساسات است.