نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۵۸۷ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

هر کجا باشند رنگین فطرتان در گلشنند

خوش خیالان با پری در زیر یک پیراهنند

از ملک پهلو تهی سازند از خود رفتگان

خودپرستان روز و شب محشور با اهریمنند

ناقصان از تندخویی در گذار برق و باد

کاملان از چرب نرمی در حصار آهنند

ظلمت آبادی است از ناشسته رخساران زمین

آتشین رویان درین ظلمت چراغ روشنند

تا سر بی مغز خود را بوالفضولان جهان

بر خط تسلیم نگذارند، در جان کندنند

گوشه گیرانی که از دنیا نظر پوشیده اند

می خلد در پای هر کس نوک خاری سوزنند

عاقبت جانهای روشن محفل آرا می شوند

گر دو روزی چون چراغ از جسم زیردامنند

عاجزان را دستگیری کن که موران ضعیف

حفظ خرمن را زنقش پا دعای جوشنند

خانه بر دوشان که دارند از توکل پشتبان

هر دو عالم گر شود زیر و زبر در مأمنند

پیش مردانی که ناموس قناعت می کشند

کمترند از زن گروهی کز طمع آبستنند

نیل چشم زخم افتاده است لازم حسن را

زین سبب دیوانگان صائب مقیم گلخنند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف ویژگی‌های انسان‌ها و کیفیت‌های مختلف زندگی می‌پردازد. شاعری به تضاد میان انسان‌های کامل و ناقص اشاره می‌کند. او می‌گوید انسان‌های خوب و با فطرت در گلشن زندگی می‌کنند، در حالی که خودپرستان و مغروران با اهریمن در هم‌نشینی‌اند. همچنین از نقص‌ها و تندخویی‌های انسان‌ها انتقاد می‌کند و بر اهمیت خودآگاهی و درون‌نگری تأکید می‌کند. شاعر در انتها به این نکته اشاره دارد که انسان‌های با روح روشن همواره در پی جلب آرامش و روشنایی هستند و در عین حال، ضعف و نیازمندی‌های بشری را نیز مورد تأکید قرار می‌دهد. او از قناعت و توکل به خدا به عنوان ویژگی‌های نیک یاد می‌کند و بر اهمیت دعا و حمایت از یکدیگر در زندگی تأکید می‌نماید.