نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۶ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

تشنهٔ خون کرد مستی چشمِ فتّانِ ترا

خوابِ سنگین شد فسانی تیغِ مژگانِ ترا

این لطافت نیست هرگز میوهٔ فردوس را

می‌توان خوردن به لب سیبِ زنخدانِ ترا

حلقه‌ها در گوشِ سرو از طوقِ قمری می‌کِشد

گر به گلشن ره فتد سروِ خرامانِ ترا

دیدهٔ شبنم که در پیراهنِ گل محرم است

حلقهٔ بیرونِ در باشد گلستانِ ترا

چون نباشم چشم بر راهِ نسیمِ التفات؟

من که پروردم به آبِ چشم، ریحانِ ترا

قدرِ من این بس که چون ابرِ بهار از آبِ چشم

تازه دارم خارِ دیوارِ گلستانِ ترا

گرچه افکارِ تو صائب سر به سر سنجیده است

این غزل مشهور خواهد کرد دیوانِ ترا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و جاذبه‌های چشم و چهره محبوب می‌پردازد. شاعر از عشق و جذابیت معشوق سخن می‌گوید و با استفاده از تمثیل‌های زیبا، احساسات خود را بیان می‌کند. او به تشبیه معشوق به میوه‌های بهشتی و زیبایی‌های طبیعی می‌پردازد و اشاره می‌کند که این زیبایی‌ها برای او ارزشمند و خاص هستند. در نهایت، شاعر ابراز می‌کند که اگرچه دیگران هم افکار او را مورد سنجش قرار می‌دهند، اشعار او همچنان مشهور و ماندگار خواهد بود.