نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۶۵۲ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

شورش عشقم ز تدبیر نصیحتگر فزود

کعبه بر زنجیر مجنون حلقه دیگر فزود

هر چه از جان کاستم افزود بر جسم ضعیف

هر چه کم گردید از اخگر به خاکستر فزود

خصمی بخت سیه ما بیکسان را بس نبود

کآسمان بر روی آن داغی هم از اختر فزود

مهربانی آب در جوی هنر می آورد

روی گرم شعله بر خوشبویی عنبر فزود

جوهر ذاتی رهین منت مشاطه نیست

بحر نتواند به کوشش آب بر گوهر فزود

آه صائب رو به صحرای قیامت چون نهاد

شعله ها بر گرمی هنگامه محشر فزود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان عواطف شدید و شور و شوق عشق می‌پردازد. شاعر احساساتش را توصیف می‌کند که با نصیحت‌ها و تدابیر دیگران افزایش می‌یابد. او از رنج‌های خود و افزایش درد در جانش سخن می‌گوید و به قضا و قدر بخت تلخش اشاره می‌کند. در ادامه، به قدرت مهربانی و هنر اشاره می‌شود که بر دل‌ها تأثیر می‌گذارد. او همچنین تأکید می‌کند که ارزش‌های ذاتی وابسته به دیگران نیست و در نهایت، به لحظه قیامت و گرمی آن اشاره می‌کند که شعله‌های عشق را در دل زنده نگه می‌دارد.