نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۶۷۶ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

خاک نتواند حجاب دیده روشن شود

دیده روشن چراغی نیست بی روغن شود

می کشد سررشته خواری به عزت عاقبت

رد گلشن هر چه شد پیرایه گلخن شود

هر نسیمی می تواند خضر راه او شدن

هر که چون برگ خزان آماده رفتن شود

چرب نرمی رتبه ای دارد که با حکم روان

آب روشن زبردست موجه روغن شود

نفس سرکش را کند مغرور، دنیای خسیس

در بساط شعله خار و خس رگ گردن شود

عارفان را دل قوی گردد ز موج حادثات

بحر از باد مخالف صاحب جوشن شود

این جواب آن غزل صائب که می گوید مسیح

یاد روی او کنم تا خانه ام روشن شود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به موضوع روشنایی و بینش عمیق اشاره می‌کند. او می‌گوید که برای داشتن دید روشن (بینش واقعی)، باید از حجاب‌های خاکی و دنیوی عبور کرد و اعتماد به ذخایر درونی داشت. همچنین، هر نسیم و هر رویداد می‌تواند راهنمای ما باشد و تغییرات را ممکن سازد. شاعر به اهمیت نرمش و انعطاف‌پذیری در مسیر زندگی اشاره کرده و می‌گوید که حتی در برابر چالش‌ها و مشکلات، عارفان باید دل قوی داشته باشند و به یاد مسیح و نور او، راه خود را ادامه دهند. در نهایت، اشاره به اینکه یاد و نام مسیح می‌تواند خانه‌ی دل را روشن کند، نشان‌دهنده‌ی امید و نور در زندگی است.