نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۶۷۸ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

از حریصان تشنه چشمی حرص را افزون شود

خاک هیهات است سیر از طعمه قارون شود

حسن را مشاطه ای چون چشم پاک عشق نیست

سرو در آغوش طوق قمریان موزون شود

سینه چاک از نقش می گردد عقیق آبدار

خط مشکین کی حجاب آن لب میگون شود؟

می شود چون گل به اندک فرصتی پا در رکاب

روی هر کس از شراب بیغمی گلگون شود

می کند جوش بهاران آهوان را شیر مست

مستی آن چشم در دوران خط افزون شود

عشق اگر بی پرده سازد لذت آزار را

بر سر خار ملامت رهروان را خون شود

از کمال نو خطان ظاهرپرستان غافلند

خوبی خط پرده فهمیدن مضمون شود

می دهد از چشم لیلی یاد داغ لاله اش

هر که زین دامان صحرا بگذرد مجنون شود

تا توان حاجت روا گردید از درگاه عشق

از چه صائب آدمی از چون خودی ممنون شود؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان تأثیرات عشق و حرص در زندگی انسان‌ها می‌پردازد. شاعر با اشاره به حریصان، می‌گوید که این افراد هرگز از طمع سیر نمی‌شوند و همچون قارون به دنبال مال و ثروت هستند. عشق واقعی را تنها در زیبایی و صفات دل‌انگیز می‌توان یافت و باید از پرده‌ها و حجاب‌ها عبور کرد تا به عمق احساسات دست یافت. در این مسیر، انسان‌ها باید از ملامت و سرزنش‌ها عبور کنند و قلب خود را به احساسات و زیبایی‌های حقیقی بسپارند تا به قدرت و حقیقت عشق برسند. عشق می‌تواند فراتر از درد و رنج باشد و زیبایی‌های پنهانی را نمایان کند. نهایتاً، شاعر از اهمیت شکرگزاری و قدردانی از عشق و ارتباطات انسانی سخن می‌گوید.